قادر حيدرى فسايى

39

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )

يؤتيه من يشاء ) نه از باب استحقاق و حال آنكه بحث در استحقاق است . 2 ) مكلّف در قبال عصيان و مخالفت امر نفسى ، عقلا مستحق عقاب است . ولى درباره عصيان و مخالفت امر غيرى سه نظريه معروف است . عقيده‌ى مصنف اين است كه مكلّف در قبال مخالفت امر غيرى ( از حيث اينكه اين مخالفت ، مخالفت امر غيرى است در قبال امر نفسى ) مستحق عقاب نيست . دليل : مخالفت امر غيرى - بما هو امر غيرى - موجب بعد از مولى نيست پس موجب عقاب نخواهد بود . چون عقاب از آثار و تبعات بعد است و با انتفاء متبوع ( بعد ) انتفاء تابع ( عقاب ) بديهى است . لذا اگر مكلّف يك واجب نفسى را با مقدمات كثيره‌اى كه دارد ترك كند تنها استحقاق يك عقاب دارد . قوله : « اشكال و دفع . . . » . دو اشكال در طهارات ثلاث : « 1 » اشكال اول : صغرى : امر متعلّق به طهارات ثلاث ، امر غيرى مقدّمى است ( طهارات براى صلوة و امثال صلوة مقدميت دارند ، پس امر متعلّق به آنها امر غيرى و مقدمى خواهد بود ) . كبرى : امر غيرى مقدمى ، موجب استحقاق ثواب نيست ( مكلّف با موافقت و امتثال امر غيرى - بما هو هو - مستحق ثواب نيست ) . نتيجه : پس امر متعلّق به طهارات ثلاث ، موجب استحقاق ثواب نيست و حال آنكه مدلول روايات و اجماع و بلكه ضرورت اين است كه مكلّف در قبال انجام طهارات ثلاث مستحق ثواب است . اشكال دوم : « 2 » صغرى : امر متعلّق به طهارات ثلاث ، امر غيرى مقدمى است . كبرى : امر غيرى مقدمى ، امر توصلى است ( خصوصيت امر توصلى اين است

--> ( 1 ) - ر ك : مطارح الانظار ، ص 70 . ( 2 ) - اين اشكال با عبارت « هذا مضافا . . . » بيان شده است .